اشک‌های سیاه؛ ضیافتِ کولیِ مادرید و پیرِ هاوانا

همکاری موسیقایی دیه‌گو اِل سیگالا و بِبو والدِس؛ روایتی از پیوند فرامرزیِ فلامنکو و جاز لاتین

5 مارچ ۲۰۲۵ | فلامنکو، موسیقی آمریکای لاتین | نوشته احسان شارعی
تصویر اصلی وبلاگ
عکس: دیه‌گو اِل سیگالا در حال خواندن و دست زدن به سبک موسیقی فلامنکو

دگردیسیِ یک کولی؛ از ریتم‌های پُرشور تا صدای آسمانی

دیه‌گو رامون خیمنز سالازار، در زمستان ۱۹۶۸ در کوچه پس‌کوچه‌های محله‌ی کولی‌نشینِ «امباخادورس» در قلبِ مادرید چشم به جهان گشود. او میراث‌دارِ خونی بود که با نغمه‌های موسیقیِ کولی‌های جنوب اسپانیا یعنی فلامنکو عجین گشته بود. او که برادرزاده‌ی خوانندۀ افسانه‌ای فلامنکو «رافائل فارینا» است، لقبِ سیگالا به معنای نوعی شاه‌میگو را نه به انتخاب خود، که به پیش‌نهادِ برادران لوسادا - گیتاریست‌های پرآوازۀ سبک فلامنکو - دریافت کرد؛ استعاره‌ای از آن اندامِ ترکه‌ای، جنب‌وجوشِ بی‌قرار و تکاپوی بی‌پایانی که در جوانی بر صحنه‌های پرشورِ اسپانیا از خود به نمایش می‌گذاشت.
مسیرِ حرفه‌ای او، از هم‌خوانی در کنار بزرگانِ موسیقی فلامنکو نظیر خواننده افسانه‌ای کامارون دِ لا ایسلا (1) تا پیوستن به کمپانی موسیقی بزرگ و جهانی (2) BMG، مسیری از انضباط و دگردیسی بود؛ او در کمتر از یک سال دو آلبوم درخشان منتشر کرد تا ثابت کند در فلامنکو به بلوغی نوین رسیده است که در آن، او دیگر تنها به دنبالِ ریتم پرشور و صدای خشدارِ رایج در موسیقی سنتی فلامنکو نیست، بلکه به عنوان یک خواننده در جستجوی یک صدای آسمانی و کمالِ مطلقی است که شکوهِ یک اجرای موسیقی را در شفافیت و وقارش معنا می‌کند. سیگالا برای صیقل دادنِ گوشِ موسیقایی‌اش و عبور از سنت‌های شفاهی فلامنکو به سوی درکی عمیق‌تر، به آغوش موسیقی کلاسیک و نجوای نجیبِ سازهای کلارینت (3) و اُبوا (4) پناه برد تا بیاموزد چگونه می‌توان گزیده‌تر شنید و از مرزهای تکرار عبور کرد.
اما بزنگاهِ معنوی زندگی او در پیوندی تقدیرگونه با بِبو والدِس رقم خورد؛ پیری خردمند که سیگالا نخستین بار با تماشای فیلم Calle 54 (5) (خیابان شماره 54) و جادوی دستانش بر پیانو، بی‌اختیار گریست و در اعماق قلبش آرزو کرد که روزی در سالیانِ سالخوردگی، وقار و صفایِ بی‌تکلفِ او را داشته باشد. دیری نپایید که آرزوی دیدار محقق شد و سیگالا در کنار ببو والدس مشغول یادگیری، تهیه و اجرای موسیقی نوینی در پیوند میان فرهنگ موسیقایی اسپانیا و کوبا شد. سالهای درخشانی از خلقِ موسیقی در قالبِ کنسرت و آلبوم که از نظر سیگالا به هیچ عنوان تحت عنوانِ ساده و بی‌اصالتی به نام «موسیقی تلفیقی یا فیوژن» قرار نمی‌گیرد. در مقابل، او موسیقیِ مشترکش با ببو والدس را تجلیِ اصالتی مشترک می‌داند که بدون هیچ تمهیدِ از پیش ساخته‌ای، تنها از تلاقیِ ارواحِ سرگردان و تپشِ خالصِ قلب در لحظه‌ی نابِ خلق شدن، برمی‌خیزد.

Diego "El Cigala" · Acuarela - Mujer (Solea)

بیداریِ پیرمردِ پیانیست پس از سی سال سکوت

بِبو والدس در سال ۱۹۱۸ در روستایی کوچک در حومه‌ی هاوانا زاده شد. او گویی برگزیده شده بود تا حافظه‌ی تپنده و معمارِ عصر طلایی موسیقی کوبا (6) باشد. او که از دوازده سالگی با کلاویه‌های پیانو خویشاوندی یافت، نبوغِ خود را نه تنها در ریتم‌های بومی، که در درکِ عمیق از اساتیدِ کلاسیکِ موسیقی اسپانیا چون «مانوئل دِ فایا» (7) و «ایساک آلبِنیس» (8) صیقل داد؛ او معتقد بود موسیقی «فایا» به دلیلِ چیدمانِ دقیق و روحِ اسپانیایی‌اش، مستقیماً بر قلب می‌نشیند. ببو در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ میلادی، در قامتِ رهبر ارکسترِ کلوبِ پرآوازه‌ی «تروپیکانا»، با ابداع ریتم جسورانه‌ی «باتانگا» (Batanga) و همنشینی با غول‌های موسیقی روزگار خودش چون بنی مور (9)، موسیقی کوبا را از فرم‌های سنتی به سوی بداهه‌نوازی‌های جاز سوق داد. اما تلاطماتِ سیاسی پس از انقلاب کوبا، او را به تبعیدی ناخواسته کشاند؛ ببو در سال ۱۹۶۰ وطن را به مقصد مکزیک ترک کرد و سرانجام پس از آشنایی با همسرش «رُز ماری» در یک تور اروپایی، در سرمای استکهلمِ سوئد لنگر انداخت. او بیش از سی سال در گمنامیِ محض و به دور از هیاهوی جهان، در پیانو‌بارهای هتل‌های سوئد نواخت، در حالی که جهانِ موسیقی تصور می‌کرد آن ستاره‌ی درخشانِ هاوانا برای همیشه خاموش شده است.
رستاخیزِ معجزه‌آسای او در دهه‌ی نهم زندگی‌اش، با فیلم مستند «Calle 54» ساخته‌ی فرناندو تروئبا (10) رقم خورد؛ تصویری از پیرمردی که با انگشتانی لرزان اما چابک، قطعه‌ی «اشک‌های سیاه» (Lágrimas Negras) (11) را چنان با وقار می‌نواخت که گویی تمامِ رنجِ تبعید را در نُت‌های موسیقی حل کرده است. تماشای همین صحنه بود که قلبِ دیه‌گو ال سیگالا را در مادرید به لرزه درآورد؛ سیگالا که شیفته‌ی آن صدای و اصیل و آشنا شده بود، از طریق کارگردانِ فیلم یعنی فرناندو تروئبا پیامی برای ببو فرستاد و این سرآغازِ پیوندی شد که اختلاف سنیِ پنجاه‌ساله‌ی ببو و سیگالا را در آن معنایی نداشت. در نخستین دیدارشان، ببو در صدای خش‌دار و پُر سوزِ سیگالا، پژواکِ ریشه‌های مشترکی را یافت که قرن‌ها پیش از اسپانیا به کوبا سفر کرده بودند؛ او با شگفتی دریافت که توالیِ آکوردهای «مالاگینیا» (12) در فلامنکو، دقیقاً با ریتم «گواگوانکو» (13) در کوبا هم‌خوانی دارد. این کشفِ شهودی، آن‌ها را به استودیو کشاند تا قطعه‌ی Amar y Vivir به معنای «عاشق بودن و زیستن» را خلق کنند؛ اجرایی چنان پُر احساس که در آن صبحِ یکشنبه، تمامِ حضار در استودیو بی‌اختیار گریستند. ببو که معتقد بود از موسیقی و موسیقیدانانِ فلامنکو بسیار می‌آموزد، مِدالی از پیوندِ کولی‌های آلمریا (14) را به یادگار بر مُچِ دستش داشت و معتقد بود این همکاری، نه یک موسیقی تلفیقیِ تجاری، بلکه بازگشتِ دو روحِ خویشاوند از اسپانیا و کوبا به خانه‌ای مشترک است که در آن، پیانو و آواز هم‌دیگر را در آغوش می‌کشند و در رؤیایی یگانه ذوب می‌شوند.

remeber
        shakti
بِبو والدز در کنار همسرش رُز ماری و فرزندشان ریموند در سال 1976

خلق آلبوم «اشک‌های سیاه»، موسیقی‌ای که زمینی نبود

ضبطِ آلبوم «اشک‌های سیاه» (Lágrimas Negras) در استودیوی «Calle 54» در مادرید، نه یک پروژه‌ی استودیوییِ معمولی، که نوعی مکاشفه‌ی روحانی و احضارِ شکوهِ از دست رفته بود. خاویر لیمون (تهیه‌کننده) و فرناندو تروئبا (مستند ساز) شاهدِ تلاقیِ دو سیاره‌ی دور از هم بودند: ببو والدسِ ۸۴ ساله، با کوهی از تجربه و دستانِ جادویی که گویی آرتروز را به بازی گرفته بود، و دیه‌گو ال سیگالای ۳۴ ساله، که فورانِ احساساتش چون گدازه‌های آتشفشان، موسیقی را ذوب می‌کرد. خاویر لیمون بعدها در خاطراتش روایت کرد که جوِّ حاکم بر استودیو چنان سنگین و سرشار از خلوص بود که بسیاری از قطعات کلیدی آلبوم، در همان برداشت اول به ثبت رسیدند؛ چرا که همه‌ی آن‌ها می‌دانستند تکرارِ آن حجم از «آنِ» هنریِ ناب – که در اسپانیایی دوئِندِه نامیده می‌شود - ناممکن است. در لحظه‌ی ضبطِ قطعه‌ی Amar y Vivir، چنان سکوتِ مقدسی استودیو را فرا گرفته بود که حتی عوامل فنی نیز از پشتِ شیشه‌ها بی‌اختیار می‌گریستند؛ آن‌ها شاهدِ لحظه‌ای بودند که در آن، آوازِ زخمیِ کولی‌های اسپانیا در بطنِ ملودی‌هایِ کوبا حل می‌شد و مرزهای جغرافیایی را در هم می‌نوردید.
این پیوندِ عمیق، که در آن پیرمردِ سالخورده‌ی تبعیدی و خواننده‌ی پُرشورِ مادریدی، «دلتنگی» را به زبانِ مشترکِ خود بدل کرده بودند، بلافاصله جهان را به زانو درآورد. روزنامه‌ی نیویورک‌تایمز در نقدی ستایش‌آمیز، این اثر را «بهترین آلبوم سال ۲۰۰۳» نامید و منتقدانِ هنری از سراسر جهان آن را «معجزه‌ی موسیقی ملل» خواندند. اوجِ این افتخارات در سال ۲۰۰۴ رقم خورد، زمانی که آلبوم «اشک‌های سیاه» موفق شد جایزه‌ی معتبر گرَمی لاتین (Latin Grammy) را از آن خود کند و نامزدِ چندین جایزه‌ی دیگر شود.
اما فراتر از مجسمه‌های گرَمی، شکوهِ واقعی در تورهای جهانی و به‌ویژه در شبِ تاریخیِ تالار «کارنگی هال» (15) نیویورک متجلی شد. تماشای آن صحنه‌ی باشکوه که در پایانِ اجرا، ببو والدس با لبخندی پدرانه و دیه‌گو با تواضعی شاگردانه و چشمانی خیس، در میان تشویق‌های ایستاده و بی‌پایانِ هزاران مخاطبِ مسحور، هم‌دیگر را به آغوش کشیدند، تصویری از آشتیِ ابدیِ دو سوی اقیانوس اطلس بود. آلبومی که با فروش خیره‌کننده‌ی بیش از یک میلیون نسخه، تمام کلیشه‌های تجاری را در هم شکست و ثابت کرد که موسیقیِ برخاسته از اعماقِ جان، زبانی است جهانی که هیچ مرز، زمان و زبانی نمی‌تواند آن را به بند بکشد؛ میراثی که تا ابد به ما یادآوری می‌کند زیباییِ واقعی، در تلاقیِ صادقانه‌ی روح‌ها نهفته است.

Bebo & Cigala · Lágrimas Negras
remeber
        shakti
بِبو والدز در حال نواختن پیانو

پی‌نوشت‌ها

(۱) کامارون دِ لا ایسلا: تأثیرگذارترین خواننده فلامنکو در عصر مدرن که با تلفیق ریشه‌های سنتی و صداهای معاصر، انقلابی در این سبک ایجاد کرد. همکاری افسانه‌ای او با گیتاریست مشهور، پاکو دِ لوسیا، جنبش «فلامنکو نو» را بنیان نهاد. بازگشت
(۲) فلامنکو: هنری عمیق برخاسته از جنوب اسپانیا که آواز (cante)، گیتار (toque) و رقص (baile) را با هم می‌آمیزد. این سبک به دلیل بیان پراحساس و ریشه‌هایش در فرهنگ‌های کولی، موریش (شمال آفریقا) و یهودی شناخته می‌شود. بازگشت
(۳) کلارینت: یک ساز بادی چوبی با صدایی غنی و ملایم که در ارکسترهای کلاسیک و مجموعه‌های جاز به وفور استفاده می‌شود. ملودی‌های سیال این ساز برای سیگالا ابزاری بود تا گوش موسیقایی خود را فراتر از سنت‌های آوازی صیقل دهد. بازگشت
(۴) اُبوا: ساز بادی چوبی دو‌زبانه‌ که به صدای حزن‌انگیز، نافذ و پراحساسش شهرت دارد. حضور این ساز در موسیقی کلاسیک، یک کنتراست ساختارمند و آکادمیک در برابر بداهه‌پردازی‌های پُرشور فلامنکو برای سیگالا فراهم کرد. بازگشت
(۵) کایه ۵۴ (Calle 54): مستندی تحسین‌شده محصول سال ۲۰۰۰ به کارگردانی فرناندو تروئبا که اجراهای زنده اساتید جاز لاتین را به تصویر می‌کشد. این فیلم عامل معرفی ببو والدس به نسل جدید و برانگیختن اشتیاق ال سیگالا برای همکاری با او بود. بازگشت
(۶) عصر طلایی موسیقی کوبا: دوره‌ای در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ میلادی که هاوانا قطب فرهنگی جهان بود و ریتم‌های نمادینی چون مامبو، چا‌چا‌چا و سون در آن متولد شدند؛ عصر ارکسترهای بزرگ و اجراهای افسانه‌ای در کلوب‌هایی چون تروپیکانا. بازگشت
(۷) مانوئل دِ فایا: برجسته‌ترین آهنگساز اسپانیا در اوایل قرن بیستم که موسیقی فولکلور اسپانیایی را در فرم‌های کلاسیک ادغام کرد. آثار او، مانند «شبی در باغ‌های اسپانیا»، تأثیر عمیقی بر درک ببو والدس از هارمونی داشت. بازگشت
(۸) ایساک آلبنیس: پیانیست و آهنگساز شهیر اسپانیایی که بیشتر برای مجموعه‌ی پیانو «ایبریا» شناخته می‌شود. تلفیق موسیقی رمانتیک پیانو با تم‌های ملی‌گرایانه توسط او، سنگ‌بنای آموزش موسیقی ببو والدس بود. بازگشت
(۹) بنی مور: مشهور به «غول ریتم»؛ او استادِ بسیاری از سبک‌های کوبایی و نابغه‌ای خودآموخته در رهبری ارکستر بود. او از محبوب‌ترین چهره‌های تاریخ موسیقی کوبا و از معاصران تأثیرگذار بر ببو والدس به شمار می‌آید. بازگشت
(۱۰) فرناندو تروئبا: فیلم‌ساز و تهیه‌کننده‌ی اسپانیایی برنده جایزه اسکار با اشتیاقی عمیق به جاز لاتین. او پردازنده‌ی پروژه‌ی «کایه ۵۴» و واسطه‌ی اصلی بود که ببو والدس و ال سیگالا را به هم پیوند داد. بازگشت
(۱۱) اشک‌های سیاه (Lágrimas Negras): در اصل یک قطعه در سبک «بولرو-سون» متعلق به سال ۱۹۲۹ ساخته‌ی میگل ماتاموروس که به قطعه‌ی اصلی آلبوم افسانه‌ای ببو و سیگالا بدل شد؛ نمادی از پیوند حزن کوبایی و شور فلامنکو. بازگشت
(۱۲) مالاگینیا: یکی از سبک‌های سنتی فلامنکو (palo) متعلق به منطقه مالاگا که با غنای ملودیک و نداشتنِ ضرب‌آهنگ ثابت شناخته می‌شود. ساختار هارمونیک آن شباهت‌های شگفت‌انگیزی با برخی ریتم‌های آفریقایی-کوبایی دارد. بازگشت
(۱۳) گواگوانکو (Guaguancó): زیرمجموعه‌ای از سبک «رومبای کوبایی» با الگوهای پیچیده‌ی کوبه‌ای و آوازهای پرسش و پاسخی. این سبک، روحِ ریتمیکِ موسیقی خیابانی هاوانا و پلی ارتباطی در همکاری ببو و سیگالا بود. بازگشت
(۱۴) آلمریا: شهری در جنوب شرقی اسپانیا با فرهنگِ عمیق کولی و پیشینه‌ای طولانی در سنت فلامنکو. مدالی که سیگالا به ببو هدیه داد، نمادی از پیوند برادری با جامعه‌ی فلامنکو این منطقه بود. بازگشت
(۱۵) کارنگی هال: تالار کنسرت مشهور جهانی در نیویورک که به دلیل اعتبار و آکوستیک فوق‌العاده‌اش شناخته می‌شود. اجرای ببو و سیگالا در این مکان، نشانه‌ی پیروزی جهانی همکاری آن‌ها و لحظه‌ای تاریخی برای موسیقی لاتین بود. بازگشت

اشتراک‌گذاری این مطلب