از صدای گلولهها در سال ۱۹۵۷ تا ریتمهای شادِ کوبای معاصر
دربارهی کومپای سِگوندو حرف زدن، فقط حرف زدن از یک موزیسین نیست؛ حرف
زدن از مردیست که بوی هاوانا (1) را با خود حمل میکرد، ترکیبی از تنباکوی (2)
مرغوب و رامِ (3) کهنه. فرانسیسکو رپیلادو، که بعدها به نام کومپای سِگوندو
شناخته شد، در اواخر دههی هشتم زندگیاش به یک آیکون جهانی بدل شد؛ با
آن کلاه پانامای بینقص، سیگار برگ همیشگی، و برق شیطنتآمیز در
چشمهایش. او از اعماقِ فرهنگِ غنیِ سرزمینش زاده شده بود، از خاک و بو و
ریتم.
اما لقب «کومپای سِگوندو» خیلی پیشتر از شهرت جهانیاش، بار فنی خاصی هم
داشت: اشارهای به نقش او بهعنوان «کُمپادره compadre»، یا همان
خوانندهای که «صدای دوم» را میخواند. صدای باس-تنورِ گرم و پرطنینش،
ستون هارمونیک دوئتهای افسانهای بود، جایی که تواناییاش در پردازش یک
ملودیِ موازی، به امضای شخصیاش تبدیل شد.
جهان، او را در دههی ۱۹۹۰ و با پدیدهی Buena Vista Social Club (4) دوباره
کشف کرد؛ پروژهای موسیقایی به رهبری نوازنده و آهنگساز آمریکایی رای
کودر و فیلمساز پرآوازه آلمانی ویم وندرس (5). در این بازگشت، کومپای به نماد
استادی در سالهای پایانی عمر بدل شد. مردی با آیینهای شخصی و روایتهای
جالب که طول عمرش را به یک بشقاب روزانه آبگوشت بره نسبت میداد و البته
ساز ابداعی بی نظیرش «آرمونیکو»، سازی میان گیتار اسپانیایی و گیتارِ سه
سیم کوبایی «تِرِس tres». سازی که به او اجازه داد شکاف میان ریتم و
ملودی را بهشیوهای منحصربهفرد پر کند.
او قطعات جاودانه ای مثل «Chan Chan» را ساخت، و در عین حال به
کلاسیکهایی مثل «Guantanamera» اثر خوسیتو فرناندز (6) جان تازهای داد، با
دقتی ریتمیک و ملودیک که کمتر کسی به آن دست مییافت. کومپای پُلی زنده
بود میان قرن نوزدهم و بیستویکم؛ قصهگویی که هر صحنه را مثل اتاق نشیمن
خودش میدید، و به ما یادآوری میکرد که ظرافت در موسیقی، کیمیایی است که
پیر نمیشود.
ماموریت نهاییِ یک خوانندهی ۹۵ ساله: گفتوگویی جهانی
در سال ۲۰۰۲، در ۹۵ سالگی، کومپای پروژهای را آغاز کرد که به
وصیتنامهی موسیقاییاش تبدیل شد: آلبوم Duets. این فقط یک مجموعهی
ساده از همکاری با خوانندگانِ دیگری از سراسر جهان نبود؛ بلکه چکیدهای
فشرده از نزدیک به یک قرن زندگی او بود. این پروژه در نهایت ثابت کرد که
ریتم سنتی موسیقی کوبا «سون» (7)، زبانی جهانیست که میتواند هر فرهنگی
را در خود جذب کند و به زیبایی هرچه تمامتر با آن درآمیزد.
کومپای در اینجا نقش خوانندهی میزبانی را بر عهده گرفت که در صداهای
مختلف از دیگر فرهنگهای موسیقایی را به حریم خود دعوت میکرد. این
آلبوم، تمرینی در موسیقایی میانفرهنگی بود: از «الههی پابرهنه» سزاریا
اِوورا (8) گرفته تا شارل آزناوور فرانسوی (9)، اومارا پورتوئندوی کوبایی (10)، و در
نهایت پادشاه موسیقی شمال آفریقا «رای» (11)، شِب خالد (12).
در این جلسات، کومپای فقط نمیخواند بلکه فضا خلق میکرد. استودیویی در
مادرید یا هاوانا، به قلمرویی بدون مرز تبدیل میشد. او نشان داد که حتی
در ۹۵ سالگی، کارش فقط نگاه به گذشته نیست، بلکه هدایت یک مَسترکلاس در
همکاری موسیقایی است، جایی که ژانرهایی مثل فادو (13)، شانسون (14) و رای، جذبِ
گرمای استوایی سبک ِ کوبایی ِ سون میشوند.
ضبط میان صدای گلولهها: تولد ترانه «خماری ِ دیشب La Juma de Ayer»
یکی از سینماییترین فصلهای میراث هنری ِ کومپای، قطعهی «La Juma de
Ayer» (خماریِ دیشب) است. ضبط اولیهی آن در سال ۱۹۵۷ انجام شد، اما
داستانش بیشتر شبیه صحنهای از یک فیلم ترسناک است.
کومپای و دوستش پیو لِیوا (15)، خوانندهی کوبایی، در استودیو مشغول ضبط بودند
که هاوانا به مرزانفجار رسید: ۱۳ مارس، روز حملهی خشونتبار به کاخ
ریاستجمهوری کوبا. گفته میشود صدای مسلسلها آنقدر بلند بود که به
داخل اتاق ضبط نفوذ کرد، اما کومپای و پیو، شاید تحت تاثیر چند گیلاس
رامِ درجه یک که پیش از شروع ضبط نوش جان کرده بودند، دست از خواندن و
نواختن نکشیدند. آنها در مهِ سنگین مستیِ خودساختهشان غرق بودند،
بیاعتنا به گلولهها.
این دو وقتی در سال ۲۰۰۲ برای آلبوم Duets به این قطعه بازگشتند، دوستی و
طبعِ موسیقایی مشترک میانشان تغییری نکرده بود. حتی در دههی نهم زندگی،
میتوان صدای خنده و بداههپردازیشان را روی همان ریتم قدیمی شنید،
ریتمی که از دل انقلاب جان سالم به در برده بود. گویی این مستی و خماریِ
کوبایی حالتیست ذهنی که از هر صدای گلولهای ماندگارتر است.
اجرای اصلی این ترانه در سال 1957 را در یوتوب بشنوید:
تلاقیِ موسیقی کوبا و شمال آفریقا در جستجوی ریشهی مشترک
قطعهی نخستِ آلبوم Duets با نام «درود به چانگو Saludo a Changó » جسورانهترین تجربهی این ماموریت است: پلی صوتی میان خیابانهای هاوانا و بندر اوران (16) در شمال الجزایر. این دوئتِ کم نظیر، کومپای را کنار شِب خالد، پادشاه سبک موسیقی رای قرار داد. دیداری میان دو غول عرصه موسیقی، فراتر از زبان. کومپای ۹۵ ساله، با این قطعه به «چانگو» (17)، ایزد آفرو-کوبایی ادای احترام کرد، بهعنوان راهی برای بازشناسی ریشههای آفریقایی موسیقی وطنش کوبا.
نتیجه این همکاری کیمیایی ناب بود: نغمه های ساز آرمونیکوی کومپای در کنار بداههخوانیهای عربیِ خالد. یکی اسپانیایی حرف میزد، دیگری عربی و فرانسوی، اما زبان مشترکشان، ریتم بود. خالد بعدها گفته بود که وقتی موسیقی شروع میشد دیگر به مترجم نیازی نداشت؛ چون زمانبندی کومپای، بهطرزی ریاضیوار دقیق بود.
قطعه بهصورت زنده، با گروه همیشگی کومپای Mucho Muchacho ضبط شد تا حس بداهه در اجرای زنده حفظ شود. با وجود فاصلهی فرهنگی، این دو خواننده در خلسهی مشترک ریتم به یک فرکانس رسیدند. این قطعه، گواهیست بر باور کومپای: موسیقی مرز ندارد و همچون گفتگوی دوستانه ایست است که بر بال باد از اقیانوسها عبور میکند.
Footnotes
(1) هاوانا: پایتخت و بزرگترین شهر کوبا که بهعنوان قلب تاریخی و فرهنگی موسیقی و تجارت این جزیره شناخته میشود. این شهر بهویژه بهخاطر معماری استعماری اسپانیایی و زندگی شبانهی پرجنبوجوش و چندصدسالهاش شهرت دارد.
بازگشت
(2) تنباکو: یکی از مهمترین محصولات کشاورزی صادراتی کوبا که از نظر تاریخی با اقتصاد کشور و هنر ساخت سیگار برگ دستپیچ گره خورده است. در بافت فرهنگی، اغلب نمادی از فضای حسیِ زندگی اجتماعی کوبایی و صنعت سنتی آن بهشمار میرود.
بازگشت
(3) رام: نوشیدنی الکلی تقطیرشدهای که از فرآوردههای نیشکر تهیه میشود و بهطور عمیقی در تاریخ کارائیب و هویت ملی آن ریشه دارد. این نوشیدنی یکی از ارکان میکسولوژی کوبایی است و در ادبیات و موسیقی اغلب بهعنوان نمادی از روح جزیره ظاهر میشود.
بازگشت
(4) Buena Vista Social Club:
در اصل یک باشگاه مخصوص اعضا در هاوانا بود که نام آن در دههی ۱۹۹۰ بهعنوان گروهی از موسیقیدانان کهنهکار کوبایی در سطح جهانی مشهور شد. آلبوم همنام و مستند پس از آن، موجی جهانی از علاقه به موسیقی سنتی کوبا ایجاد کرد.
بازگشت
(5) ویم وندرس: فیلمساز برجستهی آلمانی و یکی از چهرههای مهم سینمای نوین آلمان که به روایتهای اتمسفریک خود شناخته میشود. او مستند Buena Vista Social Club (۱۹۹۹) را کارگردانی کرد که موسیقیدانان افسانهای کوبا را به مخاطبان جهانی معرفی کرد.
بازگشت
(6) خوسیتو فرناندز: خواننده و ترانهسرای برجستهی کوبایی که بیشتر بهعنوان خالق ترانهی مشهور جهانی «Guantanamera» شناخته میشود. آثار او از ارکان ژانر گواخیرا هستند و اغلب اشعار شاعرانه را با ملودیهای فولکلوریک سنتی در هم میآمیزند.
بازگشت
(7) سون: یکی از ژانرهای بنیادی موسیقی کوبا که عناصر گیتار اسپانیایی را با ریتمها و سازهای کوبهای آفریقایی ترکیب میکند. این سبک، پایهی اصلی بسیاری از سبکهای مدرن لاتین مانند سالسا و مامبو بوده است.
بازگشت
(8)
سزاریا اوورا: که با لقب «الههی پابرهنه» شناخته میشود، خوانندهای جهانی از کیپورد بود که ژانر مورنا را محبوب کرد. صدای عمیق و مالیخولیایی او برایش شهرت بینالمللی و جایزهی گرمی به ارمغان آورد.
بازگشت
(9)
شارل آزناوور: خواننده، ترانهسرا و بازیگر افسانهای فرانسوی-ارمنی که اغلب «فرانک سیناترای فرانسوی» نامیده میشود. او در طول بیش از هفت دهه فعالیت، به نماد جهانی سبک شانسون بدل شد و بهخاطر تنور متمایز و بیان احساسی عمیقش شناخته میشود.
بازگشت
(10) اومارا پورتوئندو: خواننده و رقصندهی برجستهی کوبایی که بیش از هفت دهه فعالیت هنری داشته و لقب «دیوای Buena Vista Social Club» را کسب کرده است. او بهخاطر صدای چندوجهی و تسلطش بر سبکهای بولرو و فیلین بسیار مورد احترام است.
بازگشت
(11) رای: نوعی موسیقی فولکلور الجزایری که در اوایل قرن بیستم شکل گرفت و صداهای سنتی بدوی را با تأثیرات مدرن غربی درآمیخت. این سبک به رسانهای قدرتمند برای بیان اجتماعی و سیاسی در میان جوانان شمال آفریقا تبدیل شد.
بازگشت
(12) شب خالد: که اغلب «پادشاه رای» نامیده میشود، مشهورترین خوانندهی الجزایری در سطح بینالمللی است. آثار موفق او در دههی ۱۹۹۰ موسیقی شمال آفریقا را به جریان اصلی پاپ جهانی وارد کرد.
بازگشت
(13) فادو: ژانری از موسیقی پرتغالی با بیانی عمیق و تأثیرگذار که با ملودیها و اشعار اندوهگین شناخته میشود و اغلب به دریا یا زندگی طبقات فرودست میپردازد. این سبک عمیقاً با مفهوم «سوداد»—حسی از دلتنگی و نوستالژی—پیوند دارد.
بازگشت
(14) شانسون: ژانری از ترانههای محبوب فرانسوی که بر روایتگری و ظرافتهای زبان فرانسه تأکید دارد. این سبک در میانهی قرن بیستم با چهرههایی چون ادیت پیاف و ژاک برل به اوج محبوبیت جهانی رسید.
بازگشت
(15) پیو لیوا: خواننده و آهنگساز پرکار کوبایی که با لقب «El Montunero» شناخته میشد و بهخاطر صدای متمایز و مهارت در بداههپردازی شهرت داشت. او یکی از اعضای کلیدی Buena Vista Social Club و استاد سبک سون مونتونو بود.
بازگشت
(16) اوران: شهری بندری و مهم در الجزایر که بهطور تاریخی بهعنوان چهارراهی فرهنگی و زادگاه موسیقی رای شناخته میشود. این شهر بندری حیاتی در مدیترانه و بستری مهم برای ادبیات و هنر شمال آفریقا بوده است.
بازگشت
(17) چانگو: ایزدی قدرتمند در آیین سانتریا که نمایندهی آتش، صاعقه، طبلنوازی و عدالت است. او که اغلب با سنت باربارا همسانانگاشته میشود، یکی از چهرههای مرکزی در سنتهای معنوی و موسیقایی آفرو-کوبایی است.
بازگشت