سفرِ تانگو: از آرژانتین تا ژاپن به مقصد پاریس

بزرگداشت بارُن سونایوشی مِگاتا با قطعه‌ی "A lo Megata"

21 آپریل ۲۰۲۵ | تانگو، ژاپن | نوشته احسان شارعی
تصویر اصلی وبلاگ

رقصِ دو جهان

در اوایل قرن بیستم، هم‌زمان با گسترش محبوبیت تانگو (۱) در اروپا، پاریس به کانون اصلی تحول این رقص بدل شد؛ جایی که طبقه اشراف آن را با آغوش باز پذیرا شدند و با فضای رقص اروپایی سازگارش کردند. بارُن سونایوشی مگاتا (۱۸۹۶–۱۹۶۸)، اشراف‌زاده‌ای ژاپنی و نوه‌ی سامورایی مشهور، کایشو کاتسو، در طول اقامتش در پاریسِ دهه ۱۹۲۰ با تانگو آشنا شد. او که مسحور این رقص شده بود، با حضور مداوم در مکان‌هایی چون کاباره «ال گارون» (2)، خود را در فرهنگ تانگو غرق کرد. مگاتا پس از بازگشت به ژاپن در سال ۱۹۲۶، با تأسیس یک آکادمی رقص در توکیو و ارائه آموزش‌های رایگان به اشراف‌زادگان، تانگو را به جامعه ژاپن معرفی کرد. به دلیل برچسب‌های فرانسوی روی صفحاتی که او با خود آورده بود، بسیاری از ژاپنی‌ها در ابتدا تصور می‌کردند تانگو رقصی فرانسوی است. با این حال، تلاش‌های مگاتا سنگ‌بنای محبوبیت تانگو در ژاپن را بنا نهاد؛ محبوبیتی که به‌ویژه در طول جنگ جهانی دوم، یعنی زمانی که موسیقی جاز ممنوع شد، شکوفا گردید و منجر به ظهور ارکسترهای محلی تانگو شد.

Blog image
تصویر: بارُن مگاتا حال رقص تانگو

A lo Megata: ادای احترامی موسیقایی

به پاس خدمات بارُن مگاتا به تانگو در ژاپن، لوئیس آلپوستا (3)، پزشک و شاعر آرژانتینی، ترانه‌ی «A lo Megata» (به سبک مگاتا) را سرود و ادموندو ریورو (4) آهنگسازی آن را بر عهده گرفت. این اثر برای نخستین بار در ۲۹ می ۱۹۸۲، در چهاردهمین سالگرد درگذشت مگاتا، در ژاپن اجرا شد. این ترانه جوهره‌ی دگردیسی مگاتا و پیوند عمیق او با تانگو را به تصویر می‌کشد. ریتم و ملودی آن بازتاب‌دهنده عناصر سنتی تانگو است و حال‌وهوای تالارهای رقص اوایل قرن بیستم را تداعی می‌کند. متن ترانه، روایتگر سفر مگاتا است:

بارُن مگاتا، در سال 1920
سوار بر کشتی، راهیِ پاریس شد
و آنجا، میان رقصندگانِ تانگوها و «لذتِ آسودگی» (5)
آن مرد کوچک ژاپنی، رقصنده‌ای تمام‌عیار شد.
باریک‌اندام و باوقار، با منشِ یک «میلونگرو» (6)
همچون دوک‌ها لباس ‌پوشید، هرچند که خودش بارُن بود.
او با پیزارو (7) رقصید و سرانجام در بهاری
صفحات موسیقی‌اش را برداشت و به ژاپن بازگشت.

و این‌گونه تانگو را با خود برد
به سرزمین خورشید تابان
جایی که آن را رایگان آموزش داد
بی‌آنکه در قبالش چیزی بخواهد.
می‌گویند مگاتا، هرگز سکه‌ای بابت آن نگرفت
تنها به عشقِ تانگو، و به رسمِ یک جنتلمن.

او ‌فقط رقصیدن با«کورتِس و کبراداس» (8) را یاد نداد
بلکه درسِ عزت و وقار نیز آموخت
او با شب و ساعت‌های بی‌خوابی آشنا بود
پَرِ پرواز داشت و دل‌ها را می‌ربود.

یاد او همچنان همراه ماست، و شاید همین الان
همچنان که قطعه‌ی «چیکه» (9) از یک دستگاهِ پخش سونی شنیده می‌شود
کسی در توکیو، با گام‌هایی ظریف
«به سبک مگاتا» می‌رقصد، بی‌آنکه بداند او که بود.

یکی از اجراهای درخشان این قطعه توسط خواننده ژاپنی، ایکو آبو (Ikuo Abo) ارائه شده است؛ هنرمندی که فعالیت خود را به عنوان خواننده تانگو در اوایل دهه ۱۹۶۰ آغاز کرد. او علی‌رغم آنکه به زبان اسپانیایی مسلط نبود، این زبان را به صورت آوایی (فونتیک) به کمال رساند و اجراهایی ارائه داد که به دلیل اصالت و عمق عاطفی‌شان تحسین شدند. تفسیر آبو از قطعه «A lo Megata» که در سال ۱۹۸۷ با ارکستر خوزه کولانجلو ضبط شد، گواهی بر دلبستگی عمیق او به این ژانر است. اجرای او دیدگاهی فرهنگی و منحصربه‌فرد را به نمایش می‌گذارد و ظرافت‌های ژاپنی را با جوهره‌ی پرشور تانگوی آرژانتینی پیوند می‌زند.

Blog image

یک مواجهه شخصی: اجرای دانیل مِلینگو در کُلن

من تانگو را از دیرباز می‌شناختم؛ با آن ریتم‌های گیرا و وقارِ حزن‌آلودش. به آثار بزرگان این عرصه چون کارلوس گاردل (10) گوش داده بودم، فیلم‌هایی نظیر «تانگو» اثر کارلوس سائورا (11) را دیده بودم و همیشه پیوندی عمیق با این فرم هنری در خود حس می‌کردند. اما زمانی که در کنسرت دانیل ملینگو (12) در فیلارمونی شهر کُلن حضور یافتم و اجرای قطعه «A lo Megata» را از او شنیدم، دریچه‌ای نو به رویم گشوده شد. صدای خش‌دار و حضورِ نمایشیِ او بر صحنه، مرا به دلِ روایتی متفاوت کشاند؛ روایتی که پیش از آن نشنیده بودم. آن شب، وقتی او در ستایش بارُن ژاپنی می‌خواند که تانگو را از فراز قاره‌ها عبور داده بود، مبهوت این واقعیت شدم که هنر چگونه سفر می‌کند و دگرگون می‌شود. تجربه‌ای تکان‌دهنده بود؛ ناگهان من دیگر فقط شنونده‌ی تانگو نبودم، بلکه داشتم سفرِ تاریخی و طنینِ آن را در طول زمان و مکان، از بوئنوس آیرس تا پاریس و از پاریس تا توکیو می‌شنیدم. آن اجرا مرا با تاریخ مجذوب‌کننده‌ی تانگو در ژاپن آشنا کرد و مرا در برابر این حقیقت که تاریخ‌های فرهنگی ما چقدر عمیق به هم گره خورده‌اند، به حیرت وا داشت.

Blog image
تصویر: دانیل مِلینگو، خواننده آرژانتینی

پی‌نوشت‌ها

(1) تانگو: این سبک موسیقی و رقص که در اواخر قرن نوزدهم در آرژانتین پدید آمد، با بیانِ پرشور و مالیخولیایی‌اش شناخته می‌شود. تانگو بازتابی از درهم‌تنیدگی فرهنگ‌های مختلف، از جمله تأثیرات آفریقایی، بومی آمریکای جنوبی و اروپایی است که بافت متنوع جامعه آرژانتین را نشان می‌دهد. بازگشت
(2) کاباره ال گارون (El Garrón): یکی از کاباره‌های مشهور تانگو در پاریسِ اوایل قرن بیستم که میزبان نوازندگان و رقصندگان بسیاری از آرژانتین بود و نقشی کلیدی در معرفی تانگو به مخاطبان اروپایی ایفا کرد. بازگشت
(3) لوئیس آلپوستا: شاعر، ترانه‌سرا و پزشک برجسته‌ای که در دنیای تانگو به خاطر اشعار مدرن و در عین حال نوستالژیکش شناخته می‌شود. بازگشت
(4) ادموندو ریورو: خواننده و نوازنده گیتار نامدار تانگو که به خاطر صدای بم و باریتون خاصش شهرت داشت. او بنیان‌گذار مکان افسانه‌ای «ال ویه‌خو آلمسن» در بوئنوس آیرس بود. بازگشت
(5) Dolce far niente (دولچه فار نینته): اصطلاحی ایتالیایی به معنای «شیرینیِ هیچ‌کاری نکردن». این عبارت به لذتِ آسودگی، بطالتِ دلپذیر و غنیمت شمردن لحظه، بدون اجبار برای مفید بودن اشاره دارد. بازگشتس
(۶) میلونگرو (Milonguero): سنتاً به رقصندگان حرفه‌ای و دلسوخته‌ی تانگو گفته می‌شود و همچنین نامِ سبکی از رقص است که بر ارتباط نزدیک و احساسی میان رقصندگان تأکید دارد. بازگشت
(7) مانوئل پیزارو: نوازنده و رهبر ارکستر آرژانتینی که در اوایل قرن بیستم تانگو را در میان طبقه مرفه پاریس ترویج داد. بازگشت
(8) Cortes و Quebradas: حرکات کلاسیک و سنتی در رقص تانگوی آرژانتینی. بازگشت
(9) Chiqué: یکی از قطعات مشهور بی‌کلام تانگو که در سال ۱۹۲۰ توسط ریکاردو لوئیس برینیولو ساخته شد. بازگشت
(10) کارلوس گاردِل: ملقب به «پادشاه تانگو»، که صدا و شخصیت او به نمادهای جاودانه‌ی این سبک بدل شده است. بازگشت
(11) کارلوس سائورا: فیلم‌ساز برجسته اسپانیایی که در فیلم «تانگو» (۱۹۹۸) به زیبایی مرز میان روایت و رقص را در هم آمیخت. بازگشت
(12) دانیل مِلینگو: نوازنده سابق راک که با رویکردی نوآورانه و تئاتری، جانی تازه به تانگو بخشید و آن را با تأثیرات مدرن و روحیه‌ی «بوهیمین» درآمیخت. بازگشت